تعاريف متعددي براي واژه IT Governance وجود دارد كه در ذيل به مهمترين آنها اشاره مي شود:

تعريف اول: ظرفيت سازماني براي فرموله كردن و اجراي استراتژي‌هاي سازمان و راهبري جهت‌گيري‌هاي مناسب فناوري اطلاعات با هدف كسب مزيت‌هاي رقابتي براي سازمان.

تعريف دوم: حكمراني فناوري اطلاعات، مسئوليت‌ها و اختيارات تصميم‌گيري را براي تعيين رفتارمطلوب در كاربري فناوري اطلاعات مشخص مي‌سازد. حكمراني فناوري اطلاعات چارچوبي را مهيا مي‌سازد كه مشخص مي‌سازد كه بایستی تصميم‌گيري‌هاي مربوط به فناوري اطلاعات در راستاي اهداف و استراتژي‌هاي كسب‌وكار سازمان و فرهنگ سازماني باشد.
حكمراني فناوري اطلاعات درباره بررسي نتايج تصميم‌گيري‌ها و فعاليت‌هاي فناوري اطلاعات در سازمان پيش از اجراي آنهاست. اين نظارت و كنترل بوسيله تنظيم جهت گيري‌ها، تدوين استانداردها و قوانين و اولويت بندي سرمايه گزاري‌ها انجام مي‌شود و مديريت وابسته به اجراست.

تعريف سوم: حكمراني فناوري اطلاعات نيروي انساني، فرآيندها و پروژه‌هاي واحد فناوري اطلاعات را با اهداف كسب‌وكار سازمان هم‌راستا مي‌سازد تا اطمينان حاصل شود كه منابع سازمان در پروژه‌هاي درستي با بيشترين فرآيندهاي مؤثراستفاده ‌شود. اجزاي حكمراني فناوري اطلاعات مي‌تواند در هر جاي چرخه زندگي توسعه فناوري اطلاعات (از مرحله ايده تا مرحله توليد) بكار گرفته شود.

تعريف چهارم: حكمراني فناوري اطلاعات يك فرآيند مديريتي است كه برپايه بهترين تجارب، كسب‌وكار را قادر مي‌سازد تا كاربردهاي فناوري اطلاعات را برپايه موارد زیر براي رسيدن به شفافيت  در زمينه فناوري اطلاعات هدايت نمايد:

پشتيباني اهداف از طريق ايجاد ارزش براي كسب‌وكار سازمان
افزايش كارايي‌هاي فناوري اطلاعات و جلب رضايت مشتريان
هدايت انتظارات مالي فناوري اطلاعات
توسعه راه‌حل‌ها و كاربردهاي خاص فناوري‌اطلاعات كه در آينده سازمان موردنياز خواهند بود
ايجاد اطمينان از مديريت ريسك‌هاي فناوري اطلاعات

تهیه و تالیف : دکتر بهروز ناصرالمعمار