برای تحول کسب و کار شما آماده ام
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید. لورم ایپسوم متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است.
+25 سال تجربه
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید.
+32000 دانشجو
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید.
+310 پروژه مشاوره
برای تغییر این متن بر روی دکمه ویرایش کلیک کنید.
+14
تجربه کسب و کار
داستان از کجا شروع شد؟
در دبیرستان در رشته علوم تجربی تحصیل کردم. معمولاً غیر از انضباط که همیشه نیاز به پادرمیونی اولیا داشت، شاگرد زرنگی بودم. اولین درآمدم رو در دبیرستان کسب کردم. جزوه درسهایی که خودم تهیه کرده بودم رو با جزوات کلاس خصوصی بچهها تهاتر میکردم و بانک جزواتی که حالا کامل شده بودن رو بنا بر نیاز بچهها بهشون میفروختم.
کنکور دادم و در رشته حسابداری در دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه تهران قبول شدم. از ترم اول به عنوان کمک حسابدار توی یک شرکت خصوصی مشغول به کار شدم. چون کامپیوتر بلد بودم پیشرفت خوبی نسبت به بقیه داشتم و سریعتر رشد میکردم. در کار حسابداری که طی دوره لیسانس بهش مشغول بودم، حسابداری، حسابداری بهای تمام شده، مسائل مرتبط با انبار و حسابداری انبار، حسابرسی و حسابرسی داخلی، نرمافزارهای مختلف حسابداری و مالی، مباحث نقد و بانک و خزانهداری و سناریوهای بودجهنویسی و مسائل مربوط به حسابداری حقوق و دستمزد رو تا حد خوبی کار کردم.
توی همین مدت طراحی وب سایت هم میکردم البته با سیستم کلنگی اواخر دهه هفتاد، کامپیوتر اسمبل میکردم و میفروختم و در بورس تهران هم برای خودم و تعدادی از آشنایان که پولشون رو به من داده بودن با همکاری یکی از همکلاسیهام سهام خرید و فروش میکردم.
ادامه تحصیل بعد از لیسانس به چه دلیلی بود؟ و چرا رشته مدیریت؟
در اواخر دوره لیسانس به این نتیجه رسیدم که دیسیپلین بسیار زیاد حاکم بر عملیات حسابداری با روحیه کاووشگر و ریسکپذیر من سازگاری بالایی نداره و از طرفی با معاشرت با یکی از همدانشگاهیها با دنیای عجیب و جذاب مارکتینگ آشنا شدم. در نتیجه علیرغم مخالفت شدید اساتیدم و نگرانی خانواده، در کنکور کارشناسی ارشد در رشته مدیریت اجرایی شرکت کردم.
اون سال خیلی تعداد داوطلبان در کنکور مدیریت زیاد بود و شانس قبولی برای افرادی که از خارج از رشته مدیریت وارد میشدند کم حساب میشد. من با رتبه 20 در کنکور و رتبه 5 بعد از انجام محاسبه وارد دانشگاه علامه شدم با این امید که مارکتر حرفهای بشم.
همزمان از کارهای مالی و حسابداری خداحافظی کردم و وارد حوزه مارکتینگ و مدیریتی شرکتهای نرمافزاری شدم. در همین سال یعنی سال 1381 اولین شرکت خودم رو ثبت کردم که همچنان هم فعال است.
در ادامه گرایش مارکتینگ رو انتخاب کردم و پایاننامه رو با درجه عالی دفاع کردم و فارغالتحصیل شدم. در زمان اتمام دوره کارشناسی ارشد خودم رو فرد متخصصی در زمینه مارکتینگ مخصوصاً در زمینه نرمافزار میدونستم.
شما در حوزه تدریس هم سوابق وسیعی دارید. این کار از کجا شروع شد و چطور گسترش پیدا کرد؟
من قبل از ورود به دوره کارشناسی ارشد گاهی تدریس کرده بودم. به صورت کلاس خصوصی برای درسهای دوره دبیرستان مثل زبان و ریاضی و فیزیک. ولی هیچوقت موضوع جدی نبود. بعد از قبولی در فوقلیسانس به موسسههایی که دوره آمادگی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی برگزار میکردند مراجعه کردم و پیشنهاد دادم که درس دانش مسائل روز مدیریت و GMAT رو برگزار کنند و خودم تدریس کنم. ماجرای تدریس از اینجا و در سال 81 شروع شد. بعد از چند سال تدریس تئوریهای مدیریت، زبان تخصصی مدیریت و دانش مسائل روز در دورههای کارشناسی ارشد، دورههای MBA و موسسات آموزش عالی متولد شدند. از اولین دورههای MBA در ایران من دروس مرتبط با سازمان و مدیریت و طبیعتاً مرتبط با بازار رو تدریس کردم. الان چند سالی هست که غیر از موارد خاص، فقط در مقطع DBA و Post DBA تدریس میکنم. دو سیستم آموزشی در حوزه کسب و کار هم در ایران بنیانگذاری کردم. یکی دوره پرورش مشاور حرفهای است و یکی هم بوتکمپهای آموزشی که هرکدوم چندین نوبت برگزار شدن. اطلاعات کاملتر این دورهها در وبسایت مرکز راهکارهای یکپارچه مدیریت به نشانی www.imcs.institute در دسترس هستن.
آیا فرمولی برای موفقیت حرفهای وجود داره یا مثلاً توصیه یا نکات مهم؟
- مفهوم کار عمیق رو فرا بگیرین و استفاده کنین
- توانایی “نه” گفتن رو در خودتون تقویت کنین
- فرصت و سراب رو بهتر آنالیز کنین
- به بازار سنتی و چیزهایی که میشه ازش یاد گرفت توجه کنین. همه چیز کسب و کار توی دانشگاه و کتاب نیست
- زبان انگلیسی رو حتی بهتر از فارسی بلد باشین
- منابع متعدد یادگیری آنلاین رو پیدا کنین و ازشون عالی استفاده کنین
- خوب یادتون باشه که سن شناسنامهای توانایی یادگیری شما رو پایین نمیاره مگر اینکه به اندازه مناسبی از مغزتون استفاده نکرده باشین
- با برنامه و زیاد مطالعه کنین
فکر نکنین داشتن مجموعه یا شرکت خودتون یه راه حل خیلی خوبه و همه باید همین کارو انجام بدن. کارآفرینی سردردها و مشکلات خودش رو داره و فداکاری زیاد و روحیه خاصی میخواد و برای خیلی از افراد بهترین راه رشد اینه که در مجموعههای حرفهای مشغول بکار باشن و ترقی کنن.